|
خدایا! تو آن چنانی که ما می خواهیم,ما را آن چنان کن که تو می خواهی... |
||
|
نه گریه کردن فایده نداره بی خیال عژیژم برو تلاشتو بکن برو تو می تونی به خودت امید وار باش. آرههههههههههههههههه من می تونم؟ یعنی من موففق میسم؟؟؟؟ بله چرا که نه گلم من به تو کاملا اعتماد دارم دختر گلم تو بهترینی تو حتما امتحاناتتو با موفقیت طی می کنی. اااااااااوووواااااااااااااا آوره شوما درست میفرمایییین من موففق میشم خدایا تنهام نذار خیلی به تمتت نیازمندم دوستای خیلی خیلی گلم شمام واسم دعا تنید خیلی خیلی منمون بازم یه دو هفته ای بای بای دلم واستون تند میسه
+
تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:20 نويسنده تنهاترین
|
درکدام جنگ ناپلئون مرد؟ در اخرین جنگش
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟ علت اصلی طلاق چیست؟ چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟ یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟ چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟ اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!
+
تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:24 نويسنده تنهاترین
|
خدایا از کدوم حرف ، کدوم جمله یا کدوم کلمه شروع کنم به نوشتن حرف دلم ؟ آخه زبون دل با زبون آدما خیلی فرق میکنه نميدونم چه جوری و از کجا شروع کنم به نوشتن درد دل هام ، حرفایی که توی دلم هست انقدر سنگینه که انگشتام توان نوشتن ندارن راست میگن که حرف واقعی دل ، جاش توی همون دله دلتنگم بیشتر از گذشته ها خسته که میشم ، کلافه یا مثل خیلی وقتا دلتنگ چیزی رو نمیشکنم توی این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسه این بغض لعنتیه ....
+
تاريخ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:35 نويسنده تنهاترین
|
زنـــدگـــــــــی
کوره راهی باریک که پر از پیچ و خم است و پر از خاطره است که هنوز پاهایم بعد از این سالهای طولانی جای زخمی دارد حس دردی دارد مرهمی میخواهد که مداوا کند این……………
+
تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:47 نويسنده تنهاترین
|
سکــوت مــن هیــچ گــاه نشــانــه رضایتــم نبوده ، من اگر راضــی باشــم شــادم و می خنــدم ، سکوت نمــی کنـــم ... خــداجونم گاهــی دلــم میخــواد وقتــی بغــض می کنــم ، از آسمــون بـیای پایین اشکامــو پاکــ کنــی ، دستمــو بگیــری و بگــی : اینجــا آدمــا اذیتــت می کنـند ؟ بیـــا بریــم ... خدا جونم دیگه باورم شده تنهام اینبار اینو با تمام وجود احساس کردم خیلی خستم خیلیــــــــــــــــــــ زیاد.کمکم کن و تنهام نذار دیگه تحمل تنهایی رو ندارم خدا جونم تو دیگه تنهام نذاررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررکمکم کن تا حالم بهتر بشه و از این وضیعیت خسته کن بیام بیرون کمکم کن کمکم کن.
ادامه مطلب
+
تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 15:20 نويسنده تنهاترین
|
هروقت تنهائی دلگیر مباش چون خدا بهترین های دنیا را تنها افریده (چه جمله ی قشنگی بود حس خوبی بهم دست داد (: خدایا شکرت )
+
تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 2:35 نويسنده تنهاترین
|
درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .
پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟ از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و… حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند.
ادامه مطلب
+
تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 19:46 نويسنده تنهاترین
|
عیدم که تموم شد....یعنی 13 بدرم که تموم شد.چقدر شوخی شوخی همه چی زود میگذره ای خدا هر چی که می شه هر اتفاقی که می افته به خیر و صلاح ما و به رضایت خودت باشه. آمین
+
تاريخ چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 17:34 نويسنده تنهاترین
|
سـلامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام سلام سلام اما اشکال نداره ما هم یه کاری می کنیم که خوش بگذره می ریم بیرون و هی می گردیم دیگه چاره ای نیست.
+
تاريخ جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 15:52 نويسنده تنهاترین
|
روزى
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از راهى عبور مى كرد. در راه شيطان
را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده
اى؟ گفت: يا رسول الله از دست امت تو رنج مى برم و در زحمت بسيار هستم .
پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده اند ؟ گفت: يا رسولالله، امت شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص الرحمن الرحيم» مى گويند.
+
تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 8:15 نويسنده تنهاترین
|
♥♥♥---------♥♥♥ |
||